میدونی؟؟؟
مي دوني خيلي وقته كه رفتي
دلمو تكه تكه كردي
مثل يك تكه بلور من و از عمق وجودم ذره ذره كردي
يادته گفتي به من كه عاشقي
حالا باش ببين چه وعده كردي
دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای ساز میکند . رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده میگیرد
هر دانه برفی به اشک نریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده
اعتراف به عشقهای نهان و شگفتیهای بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من
+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط یک ناشناس
|
