آينده
گفتن آينده را نقاشي کن و من تنها تصويري از وجودم روي تکه ابري خيال نقاشي کردم و تو از
پشت ِ جزرو مد درياي آبي لبخند زدي و با چشمانت کشتي محبت را در ساحل دلم پياده کردي و چه
زيبا لنگرانداختي و من از ميان بغض ترکيده ام گفتم دوستت دارم .
وای خودمم چت کردم خیلی قلمبه بود!!!![]()

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط یک ناشناس
|