تبليغاتX
یادداشتهای من - آينده

یادداشتهای من

یادداشتهای یک آدم بیکار و بی عار!!

آينده

گفتن آينده را نقاشي کن و من تنها تصويري از وجودم روي تکه ابري خيال نقاشي کردم و تو از

پشت ِ جزرو مد درياي آبي لبخند زدي و با چشمانت کشتي محبت را در ساحل دلم پياده کردي و چه

زيبا لنگرانداختي و من از ميان بغض ترکيده ام گفتم دوستت دارم .

وای خودمم چت کردم خیلی قلمبه بود!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط یک ناشناس  |