نامه ای نه پیامی نه کلامی نه..
هفت شهر عشق را گشتم به دنبالش ندیدمش به کوچه ای به بامی نه.....
تا که غربت یار من در بر گرفت
دل بهانه های خود از سر گرفت
گرمی خورشید هم آخر گرفت ......
سالها رفتند و من دیگر ندیدم
سروری نه قراری نه بهاری نه
هفت شهر عشق را گشتم به دنبالش
از آنهمه گذشته یادگاری نه!........
کلبه ام خاموش شد
آتشم افسرد.........
غنچه های بوسه ام بر عکس او پژمرد
باد یاد عاشقان را برد........ 
نقل از http://ghz.blogfa.com/
من تو را...حضورت را...لمس کرده ام
من بوی غریب تو را میشناسم ...
تو در دیار من شاید غریبه ای
اما در دیار غریب من دیاری داری آشنا
دیاری به وسعت عسق
دیاری به وسعت نگاه من
دیاری بزرگ پر از پاکی
بایست ای غریبه
دیار خود را ترک مکن
این دیار بی تو خالیست
تو برای من آشنایی
تو برایم از هر آشنایی آشناتری
میشناسمت...میخوانمت...
شرمسارم...اما میخواهمت
دیار آشنای تو در این دیار غریب
قلب من است
قلبی گرم...قلبی پاک
من به صدای قدمهایت
به نگاه پر مهرت
به گرمی دستانت
خو کرده ام
من به بودنت
به آمدنت
هر چند دیر به دیر...دلخوشم
بایست ای غریبه
دیار خود را ترک مکن
دلخوشیم را از من مگیر
این دیار بی تو خالیست....
اگر طبق گفته يهوديان، 6 ميليون يهودي در ماجراي هلوکاست سوخته باشد و براي سوزاندن هر يهودي و تبديل شدن آن به خاکستر 15 دقيقه زمان لازم باشد، پس 6000000*15 = 90000000 دقيقه زمان لازم خواهد بود. 90000000 دقيقه برابر با 1500000 ساعت هست و 1500000 ساعت هم 62500 روز مي شود و 62500 روز يعني
171.23 سال! پس نتيجه چيست؟ بله حق با شماست، هولوکاست بزرگترين دروغ جهان هست!
توی یه موزه ی معروف که با سنگ های مرمر کف پوش شده بود, مجسمه بسیار زیبای مرمرینی به نمایش گذاشته شده بودند که مردم از راه های دورو نزدیک واسه دیدنش به اونجا می اومدن.
و کسی نبود که اونو ببینه و لب به تحسین باز نکنه
یه شب سنگ مرمری که کف پوش اون سالن بود؛ با مجسمه؛ شروع به حرف زدن کرد و گفت:
"این؛ منصفانه نیست!
چرا همه پا روی من می ذارن تا تورو تحسین کنن؟!
مگه یادت نیست؟!
ما هر دومون توی یه معدن بودیم,مگه نه؟
این عادلانه نیست!
من خیلی شاکیم!"
مجسمه لبخندی زد و آروم گفت:
"یادته روزی که مجسمه ساز خواست روت کار کنه, چقدر سرسختی و مقاومت کردی؟"
سنگ پاسخ داد:
"آره ؛آخه ابزارش به من آسیب میرسوند."
آخه گمون کردم می خواد آزارم بده.
آخه تحمل اون همه دردو رنج رو نداشتم."
و مجسمه با همون آرامش و لبخند ملیح ادامه داد که:
"ولی من فکر کردم که به طور حتم می خواد ازم چیز بی نظیری بسازه.
به طور حتم بناست به یه شاهکار تبدیل بشم .
به طور حتم در پی این رنج ؛گنجی هست.
پس بهش گفتم :
"هرچی میخوای ضربه بزن ؛بتراش و صیقل بده!"
و درد کارهاش و لطمه هائی رو که ابزارش به من می زدن رو به جون خریدم.
و هر چی بیشتر می شدن؛بیشتر تاب می آوردم تا زیباتر بشم!
پس امروز نمی تونی دیگران رو سرزنش کنی که چرا روی تو پا میذارن و بی توجه عبور می کنن."
آره عزیز دلم!رنج و سختی ها هدایای خالق مهربون هستیه به من و تو .
و یادمون باشه قراره اون قدر خوشگل بشیم که خودمون هم نمی تونیم از الان باور و تصور کنیم.
پس بیا ازین به بعد به هر مسئله و مشکلی سلام کنیم و بگیم:"خوش اومدی"
و از خودمون بپرسیم :
"این بار اون لطیف بزرگ چه موهبت و هدیه ای برامون فرستاده؟"
مي دوني خيلي وقته كه رفتي
دلمو تكه تكه كردي
مثل يك تكه بلور من و از عمق وجودم ذره ذره كردي
يادته گفتي به من كه عاشقي
حالا باش ببين چه وعده كردي
دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای ساز میکند . رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده میگیرد
هر دانه برفی به اشک نریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده
اعتراف به عشقهای نهان و شگفتیهای بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من
اسم3 نفرو که دوست دارین بنویسین میگه کدمو بیشتر دوست دارین
فوق العادست حتما امتحان کنین!!![]()
http://www.crushcalculator.com/content/love/383911539
نظر حتما بدین![]()
گفتن آينده را نقاشي کن و من تنها تصويري از وجودم روي تکه ابري خيال نقاشي کردم و تو از
پشت ِ جزرو مد درياي آبي لبخند زدي و با چشمانت کشتي محبت را در ساحل دلم پياده کردي و چه
زيبا لنگرانداختي و من از ميان بغض ترکيده ام گفتم دوستت دارم .
وای خودمم چت کردم خیلی قلمبه بود!!!![]()

*اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش مهمی
*اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده و با عجله می یاد سمتت بدون براش عزیزی
*اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی
*اگه یکی رو دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده و میاد باهات اشک می ریزه بدون دوست داره
*اگه یکی رو دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته
*اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه بدون دیوونته
*اگه یکی رو دیدی که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه چی بودی
*اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون بدونه تو می میره
*اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون بدون تو مرده
*اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده...
مثل من
|
|
|
اگه اون رفته، مقصر من نبودم. اگه ترکم کرده، اشکال از من نبوده. چون من خيلی خوبم! خيلی خوشکلم. اصلا کی گفته اون منو ترک کرده؟ اين من بودم که از کاراش خسته شدم. من بودم که ديگه نخواستمش. اما خوب اگه برگرده، بهش ميگم چقدر دوسش دارم، بهش می گم که چقدر خوبه، بعد واسه هميشه ميرم. اينو قول ميدم... حالا اون رفته ومن، تمام چيزهايی را که نگفته ام می شنوم. او رفت و مرا تنها گذاشت٬ تا با تمام چيزهايی که نگفته ام٬ زندگی کنم.. |
وقتی بهش رسيد چشم های برّاقش رو ديد که خيره تو چشاش نگاه ميکنن،
حس کرد که تمام وجودش رو اضطراب گرفته، خيلی وقت بود که نديده بودش ، آخه چند وقت بود
اون چشمای برّاق دنبال سر پناهی آواره بودند.
بهش نزديک شد ، در آغوشش گرفت ، زير دستش لطافت و نرمی وجودش رو احساس ميکرد.
با تمام وجود ميخواست ببوستش و اين کار رو کرد ، با اين که مامانش بهش گفته بود گربه ها خيلی تميز نيستن!!!!
عشق يعنی . . .
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق
يعنی شب نخفتن تا سحرعشق
يعنی سجده ها با چشم ترعشق
يعنی سر به دار آويختنعشق
يعنی اشک حسرت ريختنعشق
يعنی در جهان رسوا شدنعشق
يعنی مست و بی پروا شدنعشق
يعنی سوختن يا ساختنعشق
يعنی زندگی را باختن
ای بابا هییییییییییی
هیشکی منو دوس نداله
چرا ما چشمامونو بستیم و فکر میکنیم هیشکی مارو نمیبینه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو گاهی در خيال من
به شکل موج دريايی
کويری،کوه و صحرايی
گلی خوشرنگ و زيبايی
کنار چشمه ها گاهی
تو را در آب ميبينم
اگر در خواب هم باشم
تو را در خواب ميبينم
تو پنهان می شوی گاهی
ميان چشم آهوها
تورا احساس بايد کرد
ميان رنگ ها بو ها
بگو آخر کجا هستی ؟
همين نزديک يا دوری ؟
دل غمگين من ديگر
ندارد طاقت دوری









